....دوست دارم .
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 0:48 توسط پدرام
|
..
میان خلوت خاموشی شب
بخوان به زمزمه آ واز
سکوت را بشکن
چرا فراموشی؟
چرا خاموشی؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:51 توسط پدرام
|
....
آنچنان گم می شوم
در خود
که تا شاید
تو را پیدا کنم.....
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 0:39 توسط پدرام
|
...
چون حسرت
دو پنجره باز رو به هم
در عشق
از نگاه
فراتر نمی رویم
.......
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 0:38 توسط پدرام
|

...
بمان
بمان
بمان
این تصویر عریان چنگ خواهش های من است
بر دامان نوازش های خیال تو.....
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 16:51 توسط پدرام
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:52 توسط پدرام
|
آن روز با تو بودم
امروز بي توام
آن روز كه با تو بودم
بي تو بودم
امروز كه بي توام
با توام...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 6:0 توسط پدرام
|
....
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 5:47 توسط پدرام
|
...
کوچ حرف پرندگان مهاجر است
تو با پای کدامین جاده امده ای
که بوی غربت خاک میدهی
پرنده مهاجر پر پروازت چه بوی غریبانگی میدهد؟
چرا؟
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 1:43 توسط پدرام
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 0:22 توسط پدرام
|